ابن ميثم البحراني ( مترجم : محمدى مقدم / نوايي )
615
شرح نهج البلاغة ( فارسي )
الاحسان ما لا تبلغه مواقع الاستحسان ، إلى آخره . همانا كلام امام ( ع ) در جايگاهى از زيبايى قرار دارد كه كلام عرب ويا انديشهء انسان بدان پايه نمىرسد وآن را درك نمىكند . كلمهء احسان مصدر است وعرب هر گاه كسى كار نيكى انجام دهد مىگويد : أحسن الرّجل احسانا . مقصود از مواقع الاحسان زيباييهايى است كه گوينده ، آن را در سخن به كار مىبرد ومقصود از مواقع الاستحسان دو معنى است : يا بدين مفهوم است كه سخن عرب زيباييهاى كلام امام را ندارد وبدان پايه از زيبايى نمىرسد . ويا بدين معنى است كه فكر انسانها بدان حد نيست . كه زيباييهاى كلام امام ( ع ) را درك كند . وانّ حظّ العجب منه أكثر من حظّ العجب به مقصود سيّد رضى از بيان اين جمله اين است كه تعجّب فصحا از حسن وزيبايى سخن امام بيشتر از تعجّبى است كه از برداشت خود دارند به اين توضيح كه زيباييهاى كلام امام ( ع ) بيشتر از قدرت بيان آنهاست . فصحا زيباييهاى فراوانى را از كلام امام ( ع ) درك مىكنند ولى قدرت بيان همهء آنچه درك مىكنند ندارند ، بنا بر اين سخن امام ( ع ) فصحا را بيشتر از آنچه خود درك مىكنند وقادر به بيان آن هستند به تعجّب وا مىدارد . يا مقصود اين است كه زيباييهاى سخن امام ( ع ) فراتر از علاقة وميل آنها به دريافت زيباييهاى كلام امام ( ع ) است . بقيّهء سخنان سيّد رضى روشن است ونيازى به توضيح ندارد .